نمایشگاه عکاسی(از نهاوند تا ماندال)

1. نخستین نمایشگاه مشترک عکاسی

نخستین نمایشگاه مشترک عکاسی: نخستین نمایشگاه مشترک عکس به نام«از نهاوند تا ماندال» اثر محمد پیرحیاتی(مونس) و محمود پیرحیاتی از تاریخ 9/8/94 تا تاریخ 18/9/94 در مرکز هنرهای تجسمی اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نهاوند برپا گردید که پوستر نمایشگاه و سخنرانی‌ها در افتتاحیه این نمایشگاه به همراه تصاویری از این نمایشگاه را می‌توانید در ذیل این سطور مشاهده بفرمایید.



 

رویکرد تطبیقی نمایشگاهِ از نهاوند تا ماندال

... در این روزها که از هرگوشه‌ی جهان صدای ناموزون و اغلب خبرهای ناخوشایند و البته دلسوزانه‌ای می شنویم تا هرچه بیشتر شاهد بی رحم و بی مروّت شدن انسان و انسانیت باشیم به ویژه در کشتار اخیر بی‌رحمانه‌ی کودکان و زنان بی‌دفاع فلسطینی که دل هر انسان صاحب وجدانی را به درد می‌‌‌آورد.
 نمایشگاه حاضر شاید صدای صلح، دوستی، پیوند  و ارتباطی باشد میان دو نگاه به زندگی در دو سوی جهان با دو فرهنگ متفاوتی که به نوعی به استقبالِ زیبایی و امید رفته است.
پژوهش با رویکرد تطبیقی خودآگاه و ناخودآگاهانه به تعامل و تسامح،گفتگو وتبادل، پذیرش و صبوری،تأمل و اندیشیدن در کنار تشابهات و تفاوت‌ها، دامن می‌زند تا علت و دلیلِ شکل‌گیری نمایشگاهی با هنر عکاسی تحت عنوان « از نهاوند تا ماندال»  را دارای پشتوانه‌ی عمیق و فکر شده‌ای نشان دهد که در دیدن ودیدار، قابلیت کشف و دریافت خود را به زیبایی به ودیعه نهاده است.
براین‌پایه، عکاسان این دفتر همچون دو شهر نهاوند و ماندال دارای اشتراکات بصری فراوانی در مواجهه با سوژه‌ها و ابژه‌های عکاسی خود بوده‌اند که هر دو در ذوق به تصویر کشیدن بناها، فضاها و المان‌هایی همت گماشته‌اند که اغلب در سه ساحت فرهنگِ شهری، طبیعت و آثار تاریخی و فر هنگی خود را آشکار می نمایند. شاید ردّپای خلاقانه‌ی عکاس ایرانی ساکنِ کشور نروژ- شهر ماندال- استاد محمد پیرحیاتی(مونس) به خوبی بر این امر تأکید می نماید زیرا ایشان با به کارگیری خودآگاهانه‌ی «گلدانی» در اغلب صحنه‌های عکاسی‌اش نه تنها هنر چیدمان خود را باردیگر  به رخ می‌کشد بلکه بدین وسیله حضور خود را در این نمایشگاه در کنار شهروندان محترم نهاوندی – شهر پدری‌اش- اعلام می‌دارد که این خود بار روحی و روانی دیدن ودیدار را در دوسوی جهان به خوبی به دوش می‌کشد.
 از سوی دیگر این حقیر- محمود پیرحیاتی-  به مثابه عکاسی ساکن شهر  نهاوند بدون هیچ ادعایی دست به سوی عناصری برده است تا شهر تاریخی، فرهنگی، ادبی و هنری نهاوند را باردیگر در همراهی با شهر فرهنگی، ادبی و هنری ماندال در مسیری قرار دهد که حکایت از دیالوگ با بیان بصری نماید. بدیهی است که این عکس‌ها  نه تنها از زندگی که برای زندگی خلق و ثبت گردیده‌اند تا از یاد نبریم که چگونه می توانیم با تفاوت‌ها هرچه بهتر در کنار یکدیگر با تفاهم  زندگی کنیم.

94/8/9

محمود پیرحیاتی(معمار و عکاس)

 


 

 

جناب آقای سید رضا سلامتی(معاونت محترم فرمانداری شهرستان نهاوند)

 

سخنرانی معاون فرماندار نهاوند جناب آقای سلامتی در افتتاحیه ی نمایشگاه ِ عکاسی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام دارم محضر تمامی عزیزان در  این جلسه بسیار گرانسنگ و موثر و مفید صاحبان هنر ، هنرمندان بزرگوار ، عزیزان و پیشکسوتان این عرصه و عرض خیر مقدم دارم. و در همین جا سپاس خود را  خدمت هنرمندان عزیز آقای  محمد پیرحیاتی(مونس) و محمود پیرحیاتی و سرکار خانم زهره پیرحیاتی ابلاغ می‌دارم که محبت کردند  و شهر نهاوند را به عنوان کانون ارائه‌ی نمایشگاه هنری خود انتخاب نمودند. به اصحاب رسانه نیز خیر مقدم می‌گویم و تقدیر و تشکر از عزیزان آقای محمود مصباح و همه همکارانشان که تدارک ِ این جلسه‌ی مهم را داده‌اند.

در جمع شما صاحبان فرهنگ، ادب و هنر، سخن گفتن از «هنر»، توسط همچون من‌ای شایسته نباشد اما بر حسب وظیفه‌ای که دارم به چند نکته‌ی کوتاه و مختصر اشاره می‌نمایم. اولا از این‌که هنرمندان نمایشگاه عکاسی«از نهاوند تا ماندال»، شهر نهاوند را به عنوان کانونی برای خودشان قرار داده‌اند تا مبدا این مقایسه‌ با معماری  گردد به آن افتخار می‌کنیم و برای ما مایه‌ی مباهات است. همان‌طور کیه می‌دانید ما نسبت به شهرمان نهاوند مدعی هستیم به استناد و شواهد تاریخی، این ادعا بی مسما نیست زیرا نهاوند یکی از کانون‌های تمدن در ایران اسلامی است و قدمت تاریخی این شهرستان مؤید این  ادعای ماست. امروز نیز که این دو هنرمند بزرگوار و شریف، نهاوند را برای نمایشگاه عکاسی خود انتخاب کرده‌اند مُهر تأییدی است بر ادعای ما . اگر ما می‌گوییم نهاوند، یکی از کانون‌های تمدن ایران و اسلام است خدای ناکرده به دیگران برنخورد زیرا در این کشور به هر گوشه و کنارش که نگاه کنیم اثر و آثاری از زیبایی، قدمت، حکمت و هویت ایرانی و اسلامی را می‌‌توانیم مشاهده نماییم.

اهمیت هنر و هنرمند به خصوص هنرهای تجسمی بر همه واضح و مبرهن است. آن  ضرب المثل قدیمی که می گوید «شنیدن کی بود مانند دیدن» – دیدن همان دیدن طبیعی نیست – دیدن یعنی نگاه و زاویه‌ی دید. زاویه‌ی دید یعنی موضوعی به صورت مصور در معرض دید ما قرار بگیرد، تا به صورت رئال نیز قابل دیدن گردد. یکی از دوستان می‌گفت تأثیری که تصویر کُشته شدن یک سرباز در ویتنام بر انسان‌ها گذاشته بود، مسیر جنگ را به نفع آن کشور عوض کرده بود که این امر تأثیر هنر را نشان می‌‌دهد .

در  پایان بار دیگر به سهم خود تقدیر و تشکر دارم از شما هنرمندان که هنرتان در معرض دیدِ همشهریان‌امان قرار دادید تا این مقایسه حکایت از  دو هویت تاریخی و فرهنگی شهر نهاوند و ماندال را ارائه دهد که امری قابل تأمل و تقدیر است.

 


 

 

زهره پیرحیاتی(روانشناس)

سخنران افتتاحیه نمایشگاه مشترک عکاسی « از نهاوند تا ماندال »

شاید وقتی شروع به نوشتن این خطوط می‌کردم بغضی در گلو و لرزشی در دست داشتم نوشتن این خطوط مصادف با عاشورای حسینی بود مصادف با روز مردی که آزادگی را پیش و بیشتر از آزادی به ما آموخت. و می‌خواستم از  استادی یاد کنم که خود را شاگرد مکتب آن امام بزرگوار، حسین بن علی (ع) ، می داند و من نیز  از سیر و سلوک عاشقانه ی ایشان و شاگردی در خدمتشان درس ها آموختم.
 نوشتن برای انسان‌های بزرگ همچون ایشان کاری سخت بوده و هست چراکه خودشکوفایی ایشان را چگونه همچو من‌‌ای می‌تواند به رشته‌ی تحریر دربیاورد چگونه شاگرد از استاد و راهنمای زندگی‌اش می‌تواند بگوید. من این جسارت خود را با تواضع  همراه ساخته و چند خطی از  سال‌های خدمت در حضور ایشان را بازخوانی می نمایم.
استاد محمد پیرحیاتی (مونس) ، سال‌ها قبل از این‌که آثارشان را به بیان بصری و بیان زبانی  مطرح کنند و خلاقیت‌های فوق‌العاده و بین‌راهی‌های( اصطلاح استاد) خویش را به همگان عرضه نمایند خودشناسی را آغاز نموده بودند و از همین خودشناسی بود که به خودشکوفایی  یعنی« درک روشن و کارآمد واقعیت، پذیرش خود ، دیگران، طبیعت ، خودانگیختگی، سادگی، طبیعی بودن، تمرکز بر مسایل فراتر از خودشان، احساس جدایی و نیاز به خلوت، تازگی درک و برداشت، تجربیات عرفانی یا اوج، علاقه‌ی اجتماعی،خلاقیت ، مقاومت در برابر فرهنگ پذیری [فرهنگ سطحی نگر] و منش دموکراتیک» رسیدند. پس از این‌که ایشان تصمیم به انتشار اندیشه‌ها و ایده‌های خود نمودند برای درک و هم‌پا شدن با ایشان باید که داغی در دل می‌داشتیم تا شاید اندکی به شناخت اندیشه‌های ایشان دست پیدا می‌کردیم و استاد چه صبوری‌ها به خرج دادند، چه گمنام زندگی کردند در این هیاهوی پرنامی .
امروز بسیار خرسندم که اولین کار عکاسی مشترک ایشان در شهر پدری‌ام به نمایش درآمد؛ شهری که دردهای بسیار و انسان‌های هنرمند و دل‌سوخته‌ی بسیار دارد و کم گمنام نیست همانند عکاس امروزش...
این عکاسی مشترک و عکس‌هایش مرا به یاد مسأله‌ای در روان‌شناسی می اندازد به نام حافظه فلش بالب و تطبیقی که این اصطلاح با پونکتوم در هنر عکاسی و نمایشگاه حاضر دارد
 حافظه فلش بالب به عنوان یک «تصویر عکاسی در حافظه ای که کیفیت زنده ، غالباً ادراکی دارد» بر کامل بودن ، صحت ، وضوح و زوال ناپذیری این حافظه دلالت دارد» و «پونکتوم نیز همان داغ راه ، «دلسوزی» یا درد عشقی است که در یک تصویر و عکس نهفته است ؛ ساحتی تجربی و سرشتی که پیام ضمنی اش را نه به دلالت و هیأت که با جسارت و هیبت به انسان القاء می نماید. این ساحت حضوری عکس، متعلق به ساختار شناسی و حتی نشانه شناسی اش نیست که «استودیوم»، هم سازه یا فرهنگ عمومی جامعه را معرفی می نماید، بلکه انتقالی کیفی از ناحیه ی «نیت مندی» ،«منظوری» و اغلب کنشی است تا واکنشی که در عکس پیدا نیست ولی بیننده ی دلسوخته را –نه صرفاً آشنا با مبانی بصری- جذب و همراه خویش می کند».
این درد و داغ نهفته در عکس یعنی پونکتوم است که تأثیری عمیق بر بیننده می گذارد،حتی اگر عکس به صورت عینی جلوی بیینده نباشد ولی همچنان آن درد به صورت مداوم با وی همراه خواهد بود و از همین منظر پونکتوم با حافظه ی فلاش بالب که جزئیات یک واقعه مهم ، هیجان آور و تعجب آور ، را به خوبی در ذهن بیننده ی آن تصویر یا حادثه زنده نگه می دارد قابل تطبیق است . شاید اغراق نباشد که بگوییم عکس‌های نمایشگاه امروز ، باردارِ  پونکتوم و  حافظه فلش بالب هستند.

94/8/9

مکان برگزاری : نمایشگاه دائمی هنرهای تجسمی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نهاوند

 

زهره پیرحیاتی
روانشناس

 


 

 

 استاد اسدالله حیدری(برکه) (شاعر، نویسنده و طنزپرداز نهاوندی)*

 

سخنرانِ افتتاحیه ی «نمایشگاه مشترک عکاسی از نهاوند تا ماندال»

استاد محمد پیرحیاتی (مونس) از نویسندگان و شاعران دل آگاهی است که با دیدی روشنگر در امر خطیر نوشتن ما را از قید و بند اسارت  های کاذب و فلج کننده نجات می دهد. او در نقد و تحلیل آگاه تر و از این رو می تواند واکنش ها را بهتر نشان دهد،آنچنان که به ضعف و قوت هایمان می پردازد . او ابتدا توانایی هایمان را محک می زند، تا در مواجهه با نقد دیگران ، دلِ پُر و دستِ باز داشته باشیم زیرا به خوبی واقف است این روش از لوازم اولیه ی نقد است. او به اغلب مسایل نگاهی منتقدانه و دل سوزانه دارد . عقیده ی ایشان آن طور که حقیر در ملاقات با او دریافتم و از نوشته هایش نیز استنباط نیز نمودم، راه های رهایی را در جریان فکری و روحی اش، می توان جست وجو کرد. او از خودشیفتگی می پرهیزد و به همین خاطر از عملکردهای ما استقبال می کند تاجایی که در سازه ها و ساختارهای باطنی و وجدانی این نویسنده ی پُرکار نیز این نکته ی مهم به خوبی جولان می دهد.
من هیچگاه خاموشی او را باور ندارم چون همیشه ی خدا در حال نوشتن است. ایشان علاقه ی خاصی به فرهنگ بومی کشورش دارد، ما شاید روزی پشیمان شویم که فرصت های از دست رفته ی خود را صرف خواندن آثار ارزشمند این نویسنده ی توانا نکرده ایم همانطور که امروز وقتمان در کنار کامپیوتر می گذرد ولی به درک و شیوه ی تفکر خودمان ارج نمی گذاریم.
کامپیوتر ممکن است سریعتر و  دقیق تر کارها را انجام دهد اما نمی تواند بفهمد چه می کند.ما امروز زندگی امان مغلوب کامپیوتر و یا به نوعی در اسارت آن هستیم و ادعا داریم که از این طریق بهتر می توانیم به هدفمان برسیم. ما نمی خواهیم بیشتر به ذهن و اندیشه ی خودمان تکیه کنیم زیرا ذهن قدرت و شناسایی چیزهایی را دارد که در حیطه و توان اندیشه ی محض است. امیدوارم برای درک درست حقیقت مقهور فرهنگ های بیگانه نشویم چون گذشتگان ما هم بدون کامپیوتر توانسته اند از تاریخ پر نشیب و فراز خود عبور کنند و آثار ارزشمندی بجای گذارند.

 استاد اسدالله حیدری(برکه) (شاعر، نویسنده و طنزپرداز نهاوندی)

94/8/9
مکان برگزاری: نمایشگاه دائمی هنرهای تجسمی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی

*برخی از کتاب های استاد اسدالله حیدری عبارتند از : از برکه تا دریا ؛خنده های زیرلب؛ خنده ها با لب های تو؛باغ غزل ؛ مردی در انتظار خویش

 

 


 

 

محمود پیرحیاتی(مهندس معمار و عکاس*)

 

 سخنران افتتاحیه نمایشگاه عکاسی«از نهاوند تا ماندال»

 

بنام خداوند صلح و صفا

خداوند بخشنده با وفا

«آرزو داشتم صلح ،

زندانیِ رویاها نبود

پنجره ، قابِ عکس

دیوارها نبود

آرزو داشتم آسمان

در نگاهی بسته نمی شد هرگز

تور در مسیر ماهی ها

ناگهان نقش نداشت

نامرئی باز نبود !»(استاد محمد پیرحیاتی «مونس»)

حضور یکایک سروران ارجمند و همشهریان شریف ، نجیب ، فهمیده و فرهیخته ام عرض سلام و ادب و احترام دارم و به همه شما عزیزان خیر مقدم می گویم .

برای بنده ی کمترین که افتخار شاگردی استاد محمد پیرحیاتی (مونس) را در کارنامه زندگی خود ، همراه دارم ، ایستادن در جایگاهی که از یک سو مردم هنردوست شهر پدری ام – نهاوند – روبرویم قرار گرفته اند و از سوی دیگر عکسهای مفهومی ، معنا گرا ، راه پژوه و بینش منداستادم ، بر دیواره های آن نقش بسته است سخن گفتن کمی دشوار ، پر مسئولیت و خطیر بنظر می رسد زیرا این مردم و مخاطب نهاوندی – چه عام و چه خاص – از زمان شروع کانسپت یا  ایده ی اولیه ی شکل گیری نمایشگاه ، بنده را مرهون محبت های بی دریغ و همه جانبه ی خود نمودند و نیز سخن راندن این شاگرد کوچک مکتبی که استادآن ، بارها هم در مکتوباتشان تأکید بر شأن ، شور ، شعور و توانایی های مردم فهیم نهاوند نموده اند ، کار را بس برایم در این فضای مبارک و زمان مقدس دشوار نموده است با همه این احوال همچون استادم با اقتدا بر نام ، یاد و راه سرور شهیدان عالم حضرت حسین بن علی (ع) ، عرایضم را در حد توان ، فهم و درک خود به سمع و نظر شریفتان می رسانم باشد که مقبول افتد .

به قول بسیاری از دوستان هنرمند در عرصه هنرهای تصویری وتجسمی ، بهتراست هنرمند سکوت پیشه کند تااثر خود ، گویای تفکر ، چیدمان ذهنی و نظام ساختاری حاکم بر قلب و روح و دیدگان هنرمندباشد .

در این راستا بنده در اینجا قصد ندارم به بیان فلسفه ها ودیدگاه های پنهان وپیدای عکسهایمان بپردازم بلکه قضاوت را به مخاطب واگذار نموده و تنها ذکر چند نکته را لازم می دانم تا شاید حق مطلب ادا گردد .

* نخست آنکه عکاسان، این نمایشگاه را به « جناب آقای مهندس حسین علیمرادیان» تقدیم داشتند به پاس یک عمر فعالیت نیک اندیشانه و نیکوکارانه ی مردی که از پول گذشت تا از پُل نیز بگذرد .

* دوم آنکه هر دو عکاس ، نمایشگاه را در شهر زیبای نهاوند بر پا داشته اند زیرا می دانند و معتقدند که فرهنگ کهن الگویانه و فاخر و ریشه دار مردم این شهر ، لیاقتی بس بیش از این تحفه ی کوچک دارد چه آنکه در تمام لحظات ، محبت های آحاد مردم به بنده ثابت کرد که نهاوند و مردمانش دارای آنچنان فرهنگی غنی هستند که بار رسالت هنرمندان را صد چندان می نماید برای همتی بلند تر در برپایی چنین نمایشگاه هایی .

ضمنا از عرق وطن دوستانه ی استاد محمد پیرحیاتی (مونس) به شهر نهاوند همین را می توانم بگویم که ایشان سالها پیش در کتاب فاخرشان – مقدمه ای بر اساطیر –از نهاوند و عارف غریبش «ابوالعباس نهاوندی» به نیکی یاد می کنند و نیز برای تشکیل نمایشگاه مشترکمان تنها شرطتشان برگزاری آن در نهاوند و برای مردم شریف نهاوند بود .

* سوم آنکه پاسخ به نگاههای پرسش گر و سوالهای کنجکاوانه راجع به استاد را واگذار می نمایم به خواهر شریفم سرکار خانم زهره پیرحیاتی به عنوان نماینده رسمی ایشان در ایران و نیز مخاطب محترم ، فرهنگ پیشه و هنر دوست را دعوت می نمایم به دیدار از وب سایت رسمی استاد .

* چهارم آنکه در فرایند تدوین و چیدمان – یعنی اینستالیشنِ – مجموعه ی حاضر ، به صورتی کاملا تعمدی هر دو عکاس تصمیم گرفتند ، فارغ از ابزارهای یارانه ای مانند به کار گیری فتوشاب و دیگر نرم افزارهای گرافیکی ، عکسها را به شکلی خام ، ساده و بی آلایش ارائه دادند تا شاید پیامی باشد برای ساده زیستی و نه ساده انگاری لذا هر چند هر دو عکاس از مباحث مفهومی و معنایی همانند پیام عینی ، پیام ضمنی ، آنجا بودگی و آنجاستیِ عکسها غافل نبوده اند اما به هر حال تنها بر مبنای مفاهیم  و معانی سخنان آکادمیک و فلسفی رولان بارت ، و سوزان سونتاک عمل نشده بلکه در تمام عکسها به ذوق ، احساس و بیان بصری آنچه زیباست نیز توجه عمده نموده اند .

در پایان عرایضم بر خود لازم می دانم از تمام مقامات مسؤل خصوصا جناب آقای سلامتی معاونت محترم فرمانداری نهاوند و مقامات فرهنگی ، هنری و نیز بزرگان ، ریش سپیدان و ادیبان شهرمان تشکر نمایم که با وجود مشغله های فراوان کاری قبول زحمت فرموده و بر چشمانمان قدم نهاده اند ، از جان و دل سپاسگزاری نمایم .

از لطف صمیمانه و حمایت مداوم جناب آقای محمود مصباح ریاست محترم ، جناب آقای مقدس عمرانی معاونت محترم و مسئول امور هنری ، جناب آقای صمد کاظمی مسئول محترم مجتمع  ، جناب آقای بحیرایی مسئول محترم سمعی بصری و تمام کارکنان شریف و دلسوز اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نهاوند سپاسگذاری می نمایم و زبانم از بیان محبت های بی کران ایشان قاصر است .

تا تو باز آمدی ای مونس جان از در غیب

هرکه در سر هوسی داشت از آن باز آمد

والسلام

محمود پیرحیاتی

معمار و عکاس

 


 

گزارش تصویری از افتتاحیه نمایشگاه عکاسی «از نهاوند تا ماندال»  

 

 

 

 

 


 

گزارش های نوشتاری از نمایشگاه عکاسی«از نهاوند تا ماندال»

 

 

استاد جلال دارایی- مدیر جلسه نمایشگاه*

 

نظر استاد جلال دارایی

 

بنام ایزد توانا

این دست نوشته را تقدیم می‌دارم به :

 استاد بزرگوارمان محمد پیرحیاتی ( مونس) ، نویسنده‌ی توانا و پُرکارمان و مهندس عزیز و معمار، عکاس و نویسنده‌ی چیره دستمان  محمود پیرحیاتی و نیز خانواده فرهنگ پرورِ پیرحیاتی .

هوا هوای بهار است و باده باده ی ناب      به قطره قطره بنوشم جرعه جرعه شراب

در این شراب ندانم چه کرده ای ، دانم      چه خوش به جان افتاده آتش و آب

ساعت کم کم به 10 صبح نزدیک می‌شود ، هوا نیمه ابری است و مدعوین و بازدیدکنندگان از نخستین نمایشگاه مشترک عکاسیِ از نهاوند تا ماندال به دعوتِ  پرتلاش و زحمتِ فراوانِ معمار و عکاس عزیزمان محمود پیرحیاتی در حال آمدن و جمع شدن هستند. طراوتِ خاصی جلوه می‌کند و همه راجع به این نمایشگاه کلماتی وزین و مطالبی گرانقدر بیان می‌کنند و هرکه به اقتضای فهم و بر اساسِ درک و شعور و استعدادِ خود از برگزاری اینچنین مجموعه‌ی زیبا و دلبربا سخن می‌گویند . شاید حقیقت این باشد که شهرِکهنِ نهاوند با سابقه پنج هزار ساله‌اش بار دیگر در سخن و تفکر روشن و استادگونه سخنرانان بازتاب می‌یابد  تا بازدیدکنندگان خود را خرسند سازد.

سرانجام در ساعت مقرر- 10 صبح – با قطع نوار روبان توسط معاون محترم فرمانداری نهاوند جناب آقای سید رضا سلامتی و همراهیِ جناب آقای مصباح ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نهاوند  افتتاح می‌شود  و نمایشگاه  با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط جناب آقای عمرانی معاونت محترم اداره ارشاد اسلامی رسماً شروع می‌شود و سخنرانان هر کدام با بیانی زیبا و دل نشین درباره‌ی تشکیل این نمایشگاه به میان می‌آورند .

تشکیل این مجموعه‌ی زیبا و بی نظیر پیام صلح و دوستی بین دو کشور را زنده و آشکار نشان می‌داد، گرچه اختلافاتی از نظر شهری و بُعد مسافت در پیش است اما رسانه ها و بیان گویای سخنوران جلسه،  اطلاعاتی آن چنان زیبا و روشن در کلامشان مشاهده می‌شود که گویی هر دو یکی هستند.

لازم است با تماشای عکسها و هنر زیبایی که در چیدمان آنها ، چشم هر بیننده را خیره می‌کند با خود عهد ببندیم اشتباهات گذشته را فراموش کنیم و بسوی دست یافته‌های بزرگتر در آینده حرکت نماییم ، با خود عهد ببندیم که بهترین باشیم و به دنیا بگوییم که بهترین هستیم.

با تقدیم احترام             

جلال دارایی*             

بیستم آبانماه هزار سیصد و نود و چهار

 

*استاد جلال دارایی دانش آموخته رشته هنر از دانشکده هنرهای دراماتیک تهران (هنرهای زیبا ) می باشند

 


 

 استاد اسدالله حیدری(برکه)-(شاعر،نویسنده و طنز پرداز نهاوندی)

 

 نظر استاد اسدالله حیدری(برکه)

 

بنام خدا

از : برکه – به اقیانوس آرام استاد : محمد پیرحیاتی (مونس)

درست ساعت 12 شب بود ، خواب چشمانم را گرفته بود اما به یادم افتاد که به دوستی- محمود پیرحیاتی-  قول داده ام چیزی برایش بنویسم . انگار یکی به من می گفت : حوصله داری ، بگیر بخواب . اگر ننوشتی آسمان به زمین که نمی آید . اما چهره ی استاد محمد پیرحیاتی را با همان قیافه ی مظلوم و دوست داشتی جلوی چشمم مجسم می شد.

با خود گفتم مگر او چه امتیازی دارد که آنقدر شیفته ی او هستی دوباره به خودم جواب می دادم آنچه او دارد به هیچ قیمتی خریدنی نیست و در هیچ بازاری یافت نمی شود و این شرف اوست ، محبت اوست ، حمایت اوست ، او در تمام هنرها استاد است .

شک نیست که در سنین بالا زیستن دور از وطن وضع دلخواهی نیست اما نویسنده ارجمند ما سالهاست که ساکن دیار دیگر است ولی هیچگاه وطن و زادگاهش را از یاد نبرده و مردم آن را به دست فراموشی نسپرده است . نمونه آن نمایشگاه عکس استاد است که همه ی همشهریان خود را به آن مهمان کرده است ، من همچون دیگران از این نمایشگاه دیدن کردم جایی که محبت آشنایان را حس کردم و بادیدن هر تصویر مانده بر دیوار لبخندی که نمودار گرمی و عشق بود بر لبانم جاری شد و این دیدار سختی های کار مداوم استاد محمد پیرحیاتی (مونس) و مهندس محمود پیرحیاتی را گواه بود . وقتی نگاه می کردم به تصاویر ، نوعی رضایت آمیخته با سرافرازی را احساس می کردم و به طور کلی خودم را به هنگام در آمیختن با اثر توجیه می کردم و حالا انگیزه ی من در نوشتن این سطور هر چند شاید از دریچه ی تنگ چشم من چنین می نماید اما دل استاد به وسعت بهشت خداست . امیدوارم هر کجا هستی ساعتهای متوالی پر از لذت و آرامش و تخیل باشی و گامهای خود را استوارتر برداری و سالها بتوانیم از آثار ارزشمندت برخوردار باشیم ، چون قلمت نیستانهایی را می رویاند که نی هایش قدم می شوند ، راهم را به قدمهایت پیوند می زنم .   اسداله حیدری «برکه»

18/8/94

 


 

 

گزارش تصویری نمایشگاه عکاسی«از نهاوند تا ماندال»