چیدمان کتیبه های عشق

این ره توشه سلوکی و هنری تقدیم می گردد به قربانیان شهر نیس فرانسه

کتیبه های عشق» اثر محمد پیرحیاتی(مونس) است که در تابستان  سال 2016 در ساحل شهر ماندال نروژ  اجرا گردید، در ذیل این سطور به نمایش درآمده است.

 

 

نقدی بر چیدمان«کتیبه های عشق»

اولین بار که چشمم به چیدمان های «کتیبه های عشق» افتاد چنان تأثیر شگرفی بر دل و جانم نهاد که ناخودآگاه این جمله را با صدای بلند بر زبان آوردم:«من از هجوم حقیقت به خاک افتادم».

چیدمان هنرمند ایرانی در شهر ماندال- نروژ-  به قدری خلاقانه، نوآورانه و عارفانه است که گویی بخشی از   فرهنگ،هنر و عرفان کشور عزیزمان ایران در آن کشور تجلی کرده است. جدای از تصاویر هنرمندانه حک شده بر کتیبه ها، نظمی در آنها موج می زند که حاکی از نظم وجودی خالق اثر و هم نشانه ای از نظم موجود در طبیعت است و توانمندی های هنرمند ایرانی در فضاسازی های بصری را نیز آشکار می سازد که به این بخش خواهیم پرداخت. رنگهای مورد استفاده در کتیبه های (به ویژه آبی و زرد که در طبیعت و معماری عرفانی اسلامی به وفور به چشم می خورد)  فرو رفته در بستر خاک دستی به سمت آسمان بلند کرده اند همچنان که اولین عکس مشاهده شده در این چیدمان ها از خود هنرمند نیز یادآور این مطلب می باشد:«فرو شدن چو بدیدی برآمدن بنگر». شاید نگاهی دقیق و موشکافانه به کتیبه های هنرمند ایرانی تلنگری باشد برای بهتر دیدن، احترام به خلقت و یافتن خویشتن حقیقی انسان.

براین پایه  می توان گفت«کتیبه های عشق» اثری است که ناخودآگاه و خودآگاه انسان را درگیر خویش می نماید و امکان دیدن را از مکان اجرای هنرمند فراتر می برد تا به «دیدار» رهسپار گردد. این هنرمند خلاق سالهاست با آثارش در هر دو ساحت بیان بصری و بیان زبانی چشم و دل ما را نوازش می دهد و به اندیشیدن دعوتمان می نماید.

به عبارت دیگر «کتیبه های عشق» سرگذشت یک نگاه و اجرای آن نگاه و اندیشه را در سرنوشتش نشان می دهد. اوج این مفهوم و معنا را می توان در به کارگیری« شمع نقاشی های» هنرمند ایرانی در اثر تازه اش مشاهده نمود. بدیهی است اگر بگوییم هنرمند ایرانی در کشف و شهودهای هنری خویش چنین آثار گرانسنگ و شگفت آوری را می آفریند  که دل هر انسان صاحب وجدان ، ذوق و اندیشه و زیباپسند را از درون به تسلیم، تکریم و تحسین در برابر آثارش وامی دارد آن گونه که نگارنده ی این سطور را دچار خویش نموده است.

در این بازنمایی بدون اشاره به فضاسازی های بصری استاد در این اثر، این نقد هنری خود را ناتمام نشان می دهد. آنچنان که استاد پیش از این درباره هنر چیدمان گفته اند:« فضاسازی های بصری و اندیشناک تنها از آن آثاری است که «درد عشق و زندگی» را نه در خود اثر که در گراداگرد و فضاهای پیرامونی اثرش نیز ناخودآگاه مهیا می گرداند تا به معنای«حضور» اشاره نماید».به همین دلیل «کتیبه های عشق» هر آنچه را که تعریف،فرمول و ساختار از پیش تعیین شده نامیده می شود، حتی برای لحظاتی هم که شده به تعلیق وامی دارد زیرا نمایش«آن» یا «حضور» در این اثر است که خود را بر بیننده تحمیل و القا می نماید.

فضاسازی های بصری استاد مونس به اندازه ای جذاب و گیراست که این احساس به بیننده دست می دهد، پیش از این تجربه اش ننموده است و ما را به یاد این جمله استاد می اندازد:« زیارت، رفتن از شهری به شهر دیگر نیست اگر زندگی را زیارت کنی».

شایان ذکر است اجرای این هنر چیدمان- کتیبه های عشق- هزینه ای تأثربرانگیز نیز برای هنرمند ایرانی به همراه داشته است که آسیب دیدن تعدادی از نقاشی ها در اثر رطوبت شن های ساحل – اغلب نقاشی  ها بر روی کاغذی دست ساز و هندی است که به سهولت رطوبت و آب را به خود جذب می کنند – از بین رفته و غیرقابل ترمیم گردیده اند.

نکته آخر این که گرچه اساتید، هنرمندان و اصحاب رسانه در هر دو ساحت کلامی و تصویری در ایران و خارج از ایران به معرفی آثار فرهنگی، ادبی، هنری،پژوهشی و ... هنرمند ایرانی ساکن نروژ استاد محمد پیرحیاتی( مونس) پرداخته اند ولی بدون تردید نگارنده این سطور- زهره پیرحیاتی- نخستین فردی است که به «هنر چیدمان» و اجراهای خلاقانه و نو آورانه ی ایشان می پردازد.

به قول حکیم طوس:

« به گفتار خوب ار هنر خواستی                                       به کردار پیدا کن آن راستی»

زهره پیر حیاتی(روانشناس)