آن روز که پری رفت

آن روز که پری رفت

طرح جلد کتاب اثری از محمد پیرحیاتی (مونس) می‌باشد.

آن روز که پری رفت

... وقتی خیال و حال ما از بین رفت ، شاه پریان بی لشکر شد و از زمین رفت. زندگی های ما پری دار بودند وقتی که ما پری وار بودیم . آن جا که ما راز تجسم کردن را از دست دادیم،پری مرد. آن که تجسم می تواند کرد ، تجلی را نیز می تواند دید ، پری اوج تجلی یک تجسم غنی است ؛ تجلی رفتارگونه ای که بی تابت می کند.

... راز سازیست که هنوز کوک نشده است . هیچ رازی بدون راه رفتن ، جان نگرفته است. در راز، راه نیست ولی در راه ، راز هست. رازِ بدون راه ، سحر است و جادو . در راه شکل مسیر می شوی و در راز شکل کثیر . راه با قدم است و در نهان و راز نشانه های آن.

محمد پیرحیاتی(مونس)